گفتاري از بزرگان در ارتباط با اخلاق

 

1-    تنها چيزي که مي­تواند انسانيت انسان را شکوفا سازد و او را شاد نمايد، اخلاق است.

2-    تهذيب و تزکيه نفس، يا پرورش ارزشهاي انساني و برخورداري از اخلاق، ضروري است.

3-    هدف نهايي در تهذيب نفس از رذائل و تکميل آن به فضايل همانا وصول به خير و سعادت است.

4-    بايد علاوه بر انديشمند شدن اخلاقمند نيز بود.

5-    اولين درس اخلاق و اولين درس خودسازي، خودشناسي است. تا ندانيم که هستيم و چه هستيم و چه مي­توانيم باشيم، در صدد رشد و تربيت خود برنخواهيم آمد.

6-    هدف از حقوق، تنها برقراري نظم اجتماعي و سعادت دنيوي است و هدف از اخلاق، شادي، سعادت و کمال دنيوي و ابدي انسان است.

7-    برخورداري از اخلاق به انسان در تمام کارها، از جمله آموزش و تحقيق، نشاط و شادي مي‌بخشد. محقق با نشاط مي­تواند شاهکارها بيافريند، در حالي که پول فقط مي­تواند کار ايجاد نمايد و نه شاهکار.

8- بايد در فعاليتهائي شركت كرد كه رضايت خداوند در آن است.

9- صفات و اخلاق نيك، بيش از عقل و فكر ارزش دارد.                            

10- صاحبان اخلاق، روح جامعه‌ي خود هستند.                                                 

11- اركان عظمت و سيادت واستقلال يك جامعه، اخلاق است نه علم.                       

12- بزرگترين سرمايه آدمي، توانگري نيست، بلكه خوي خوش است.                        

13- اخلاق نيروي تفكر را مي‌افزايد و مابين آدميان تخم صلح مي‌پاشد و پايه‌ي تمدن حقيقي است.

14- اخلاق خوب مانند آب جاري است كه موجب حاصلخيزي كشتزارها مي‌شود.          

15- اخلاق نيك، زندگي خوب را پي‌ريزي مي‌كند.                                                        

16- به هر كس كه مي‌خواهد موفق شود، مي‌گويم: اخلاق نيك را در خود پرورش بده.     

17- اخلاق، بهترين و عالي‌ترين سرمايه و دارايي بشري است.

18- اخلاق نيكو، ثروتي است كه خداوند به انسان ارزاني داشته است.                        

19- آن چه براي حفظ جامعه لازم است اخلاق است و تمام مصلحين دنيا هميشه از اخلاق شروع كرده و نقايص را در محيط ديده‌اند.                                                    

20- يكي از مهمترين عوامل سازنده شخصيت انسان، كار است و يكي از مهمترين دلايل ارتكاب گناه بيكاري است.

21- كار بهترين درمان دردهاست.

22- درخواست كمك مالي از ديگران، در شرايطي كه وضعيت فرد به حد اضطرار نرسيده است جايز نيست و حرام است.

23- هر مسلمان همواره بايد دغدغة ساير انسانها را داشته باشد، نسبت به هدايت و ارشاد آنان احساس مسئوليت كند و اين مختصِ همكيشان او نيست.

24- با انسانهاي خردمند معاشرت داشته باشيد، چرا كه مصاحبت و دوستي با خردمندان موجب امنيت و آسايش و آرامش نفس مي‌شود

25-نيازي نيست كه "جهان‌سومي‌ها" سعي كنند تا از رفاه و آسايش جهان اولي‌ها برخوردار شوند، ولي لازم است تلاش كنند به لحاظ آرامش خاطر و شادي وافر "جهان اولي‌" شوند.

26- بايد سعي كرد رفاه اقتصادي را پس ازغناي اخلاقي به دست آورد.

27- دين عبارت است از مجموعه‌اي از عقايد، اخلاق و احكام كه خداوند به منظور هدايت مردمان و تامين سعادت دنيايي و آخرتي آنان به پيامبران وحي كرده است. مي‌توان دين را با درختي مقايسه كرد كه عقايد، ريشه؛ اخلاق، تنه؛ احكام، شاخه و برگ؛ و سعادت و خوشبختي، ميوه آن هستند.

28- اخلاق‌گرايي تنها اصلي است كه افق انسان را از افق حيوان مستقل مي‌كند.

29-وظيفه من خدمتگزاري است نه عيبجوئي.

30- ما بايد قدرت سياسي و اقتصادي را براي خدمت به بشريت به كارگيريم و روح مهربان بودن با انسانهاي رنجديده، بويژه كودكان، سالمندان، فقرا، ناتوانان، پناهندگان و بي‌توانان را رواج دهيم.

31- مراعات اخلاق و اخلاقمند بودن از اين نظر اهميت دارد كه كاري پسنديده است، نه به خاطر ترس از مجازات قانوني و يا به خاطر پاداشي كه ممكن است عايد شود.

32- من هر فرصتي را به ثروتي تبديل مي‌كنم.

33- انسان‌هاي ناموفق به دنبال فرصت مي‌گردند اما افراد موفق فرصت‌ها را به وجود مي‌آورند.

34- زندگي نعمت است اما شاد بودن هنر است.

35- عشق آن است كه معشوق را همانگونه كه هست بپذيريم نه آنگونه كه ما مي‌خواهيم.

36- ما با بال‌هاي گذشته و سوار بر پرنده حال به سوي آينده پرواز مي‌كنيم.

37- به خدا نگوييد كه مشكل داريم بلكه به مشكل بگوييد خدا داريم كه با توكل بر او بر مشكلات پيروز مي‌شويم.

38- خوشبختي در رفتن است نه در رسيدن.

39- انسان موفق كسي است كه با آجرهائي كه به سوي او پرتاب مي‌شوند بناي محكمي بسازد.

40- مديريت يعني انجام درست امور، رهبري يعني انجام امور درست.

41- كيفيت عبارت است از تامين نياز با توجه به ايمني، سلامت و رفاه مصرف كننده و مصرف حداقلِ منابع و حداقل آلوده‌سازي محيط زيست.

42- دربارة آنچه فكر مي‌كنيد و باور داريد، شما آنرا به سمت خود جلب مي‌كنيد يا آنرا خلق مي‌كنيد.

43- مهم نيست كه اقيانوس بي‌كران باشم يا حوضچه‌اي كوچك، زلال كه باشم خورشيد در من پيدا خواهد شد.

44- مانند يك گل محمدي باش، بدون هياهو و تظاهر محيط اطرافت را با افكار و رفتار خود معطر ساز.

45- نيلوفر آبي در لجن‌زار مي‌رويد و از آن تغذيه مي‌كند، ولي اين گل زيبا شباهتي به لجن‌زار ندارد.

46- حاصلضرب ادعا در معلومات، مقداري است ثابت.

47- اگر كار كوچكي با دقت و به طور مداوم و از روي محبت انجام شود، ديگر كار كوچكي نيست.

48- تا حد امكان ساده زندگي كنيد.

49- شادترين مردم از بهترين مواهب برخوردار نيستند، آنها صرفاً قدر چيزهائي را كه نصيبشان مي‌شود، مي‌دانند.

50- هرگز از پذيرفتن اشتباهتان نترسيد. تصور نكنيد كه اگر اشكالي پيش آيد، هميشه از جانب شما بوده است.

51- هرگز از تحصيل و يادگيري دست بر نداريد، ولي نگذاريد كه مدارج تحصيليتان نقطه غرورتان شوند. خدا به خاطر چيزي كه در ذهن داريد از شما استفاده نمي‌كند، بلكه او به خاطر آنچيزي كه در قلبتان داريد از شما استفاده مي‌نمايد.

52- فكر كردن كاري است كه همه مي‌كنند، پس فكرهاي بزرگ بكنيد.

53- براي همه آرزوي خير كنيد چرا كه خودتان هم جزو همه هستيد.

54- موفقيت و شادي شما در خود شماست. تصميم بگيريد شادي و لذت خود را حفظ كنيد، آن گاه در برابر مشكل‌ها، شكست‌ناپذير مي‌شويد.

55- هميشه در هر جايي كه هستيد به كار مشغول باشيد.

56- حقيقت گلي است كه حتي در شوره‌زار هم مي‌رويد.

57- هميشه خداوند را به خاطر تمام الطاف و نعماتش به شما، سپاسگزاري كنيد.

58- در شبانروز، 6 ساعت را به كار، 6 ساعت را به خواب، 6 ساعت را به خورد و خوراك و نظافت و رسيدن به ساير امور خود و خانواده و دوستان بپردازيد و 6 ساعت ديگر را صرف عبادت و نيايش و دعا و مراقبه و خيرخواهي براي تمام موجودات جهان نمائيد.


نكاتي دربارة آموزش و پرورش اخلاق 

 

1- در آموزش بايدخودخواهي كاهش و علاقه به خدمتگزاري افزايش يابد.

2- آموزشي كه باعث عروج معنوي انسان و پي بردن به حقيقت وجود نشود ارزشي ندارد.

3- آموزش بايد در نهايت منجر به محبت ورزي به همه بشود – انسان بدون عشق پايين‌تر از حيوان است.

4- ملتي رشد مي‌كند و شاد مي‌شود كه در بين شاگردان ارزشهاي صداقت، عشق و احترام به ساير انسانها پرورش يابد.

5- بستن سد و ذخيره آب پشت آن وقتي ارزش دارد كه اين آب براي آبياري زمين‌هاي تشنه و توليد برق مورد استفاده قرار گيرد. رفتن به دانشگاه و ذخيره دانش وقتي ارزش دارد كه اين دانش براي كمك به نيازمندان مورد استفاده قرار گيرد.

6- پي بردن به حقيقت وجود مهمتر از پي بردن به ساير رموز طبيعت يا كسب دانش است.

7- منصفانه نيست در حالي كه جهان بي‌ريا و بدون انتظار به ما خدمت مي‌كند ما خودخواه باشيم و خدمتي نكنيم.

8- همانطور كه غذا را لذت‌بخش مي‌كنيم بايد زندگي خود را نيز لذت‌بخش كنيم. لذت زندگي در افكار خوب، عادات تميز و اقدامات خوب، يا خلاصه در ارزشهاي انساني است.

9- هيچ لذتي بالاتر از بي‌نيازي از ماديات و بخشيدن و خدمتگزاري بي‌ريا نيست.

10- قدرت تشخيص، وطن دوستي و حس خدمتگزاري بايد در شاگردان پرورش داده شود.

11- استاد شايسته كسي است كه شاگردان خود را از تكبر به تواضع، از جهل به علم و از حيله‌گري و چاپلوسي به خلوص و خيرخواهي فرا مي‌خواند.

12- استاد شايسته كسي است كه با رفتار خود دانشجو را به كسب فضايل ترغيب و از آلودگي به رذايل اخلاقي دور كند.

13- آموزش بايد به وطن‌دوستي و كم‌كردن توقع بيانجامد تا دانش آموختگان به خاطر پيشرفت وطنشان كار كنند.

14- آموزش واقعي را در يك دانشگاه مي‌توان به اين ترتيب ارزيابي كرد كه دانش آموختگان آن چقدر به بهبود زندگي مردم توجه دارند.

15- آنچه را كه داريم يا هر آنچه كه هستيم مرهون و مديون جامعه مي باشيم. بايد قدرداني خود را به جامعه از طريق خدمت به آن نشان دهيم.

16- در فرآيند آموزش، دانش بايد به خرد و خرد به انسانيت تبديل گردد و گرنه آموزش اتلاف وقت و انرژي و سرمايه‌ است.

17- بايد عشق به مادر، عشق به وطن واعتقادات ديني را در دانشجويان زنده كرد.

18- نتيجة آموزش بايد پرورش شخصيت و نتيجه دانش بايد عشق‌ورزي بي‌ريا باشد.

19-  آموزش بايد انسان را از زنجيرهاي ترس، كوته‌نظري، حرص، تنفر، محدوديت من و مال من رهائي بخشد.

20-  اولين وظيفه يك معلم پرورش ارزش‌ها در قلب شاگردان است و اين خيلي مهمتر از ياددادن مطالب علمي است.

21- معلمان بايد آموزش را به عنوان يك وظيفه معنوي در نظر بگيرند.

22- آنچه كه شاگردان بايد به دست آورند عبارت است از: همدردي با ديگران، ترس از ارتكاب گناه و زشتي‌ها، تحمل، صبر و عدم وابستگي به امور دنيوي.

23- استاد شايسته با رفتار و الگوبودن خود دانشجويان را به كسب فضايل ترغيب و از آلودگي به رذايل اخلاقي دور نمايد.

 

 

Back